| آموزش معماري
معماري گونه اي از ايجاد هنري است كه معمار به عنوان هنرمند خالق آن ،فضايي مي سازد براي انسان تا خود را در آن بيابد. اثر معماري آن هنگام درك مي شود كه فرد به عنوان بهره بردار در فضاي محصول معماري قرار گيرد... |
![]() |
معماران
| آموزش معماري
معماري گونه اي از ايجاد هنري است كه معمار به عنوان هنرمند خالق آن ،فضايي مي سازد براي انسان تا خود را در آن بيابد. اثر معماري آن هنگام درك مي شود كه فرد به عنوان بهره بردار در فضاي محصول معماري قرار گيرد... |
![]() |
نخستين بار يك فيزيكدانان و كارشناس زلزله ايراني توانست دليل ارتعاشات منار جنبان اصفهان را با انجام آزمايش هاي ديناميكي بررسي كند.
حميد شاهين پور، سرپرست كميته پژوهشي انجمن فناوري هاي بومي ايران كه به اختلالات اخير در نوسانات دو منار اصفهان پي برد تصميم گرفت علت ارتعاشات بنا را با فرمول هاي ديناميكي پيدا كند.
پژوهش شاهين پور با تمام فرمول هاي پيچيده و آزمايشگاهي اش تنها در پي رسيدن به اين نتيجه است.«هنگامي كه دو نخ مشابه را به طول مساوي و انتهاي نخ ها به يك نخ افقي ببنديد دو آونگ كاملا مشابه حاصل مي شود. اگر يكي از وزنه هاي به نوسان در آيد يكي ديگر از وزنه ها هم شروع به نوسان مي كند. اگر يكي از نخها بلندتر شود در صورت نوسان يكي، وزنه ديگر دچار نوسان نمي شود.حال اگر وزن يكي با ديگري متفاوت باشد باز هم نوسان يكي منجر به اختلال در نوسان ديگري مي شود. بنابر اين مي توان ارتعاش يك مناره به مناره هاي بعدي هم منتقل شود.»
پيش از شاهين پور افرادي ديگري هم درباره منار جنبان كار كرده اند اما تا كنون كسي، كار آزمايشگاهي روي اين بنا انجام نداده اند.
در كشورهاي عراق و عربستان هم منار جنبان هاي زيادي وجود دارد.شاهين پور تمام منارجنبان هاي ساخته شده در دنيا را متعلق به فرهنگ ايراني اسلامي مي داند.
جالب است بدانيد منار جنبان هاي دنيا در يك دوره زماني سي ساله دوره تيموريان ساخته شده اند.
به نقل از انجمن مهر پارسه
شهردار تهران تاکيد کرده بود که طرح بازسازي بافت فرسوده تاريخي به عنوان يک طرح فوري از ابتداي سال 85 و مبتني بر طرحهاي تفضيلي تدوين شده در منطقه هاي مختلف، اجرايي شود. ارايه نشدن طرح بازسازي بافت فرسوده تاريخي از سوي ميراث فرهنگي استان تهران سبب شد تا با آغاز طرح شهرداري تهران، بار ديگر اختلاف نظري قديمي ميان مسوولان سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري استان تهران با شهرداري درمورد نحوه ورود به بافت تاريخي از سرگرفته شود.
به نقل از مجله جهان اقتصاد
برای شدن فرهاد
آري ، آري گفت :‹‹ جمعه وقت رفتنه ، موسم دل كندنه ›› وچه شاعرانه خود نيز جمعه رفت . جمعه ساكت ،جمعه متروك ؛ فروغ گفت . ‹‹ جمعه اي كه خون جا ي بارون مي چكه ›› او رفت وبه آزادگان پيوست ؛ به فريدون ، به مازيار ، او رفت و همچون هميشه آنچه باقي ماند دريغ بود وافسوس بود كه قدرش ندانستيم آنگونه كه بايد . ‹‹ خواب در بيداري›› را سرود و چه غافل بوديم كه بيداران خوابيم . ‹‹ برف›› را سرود وچه بي رگ بوديم كه سرما را حس نكرديم،از ‹‹ كوچه ها››خواند وچه بي حس بوديم كه بوي كافور كوچه هامان به مشام نرسيد ،از ‹‹ كودكانه ›› خواند وبوي اسكناس نو را از كودكان فقر دريغ كرديم ، از ‹‹ سقف›› خواند و پناهي به بي پناهان نداديم ، از ‹‹ مرد تنها›› خواند وچه وسعتي داديم به تنهايي هم . دريغ، نفهميديم ، نفهميديم ، نفهميديمش .... .
فر ها د مهرداد خواننده روشنفكر كشورمان ، جمعه ، 8 شهريور 1381 در سن 59 سالگي در گذشت . فرهاد از جمله خوانندكان معترض دهه 50 بود كه به همراه فريدون فروغي سبكي خاص را در موسيقي پايه گذاري كردند مضمون مشترك همه ترانه هاي اين دوسرشار است از: آشفتگي وضع مو جود، خستگي ها ، تلخي ها، بي هويتي ها ، نااميدي ها ودلواپسي هاي كوچك وبزرگ .
‹‹ گنجشكك اشي مشي ›› تلويحي كودكانه است از معصوميتي كه نابود مي شود وازرنجي كه مي ماند ، ازظلم ظالم مي گويد . ‹‹ كوچه ها›› تعزيه مرگ است وتبلور زخمي است كه آهسته آهسته روح را دچار مسخ مي كند . ‹‹ هفته خاكستري›› يعني تكرار ، تكرار مرگي كه هر خلاقيتي را به جذام روح مبدل مي كند . ‹‹ جمعه›› بازخوان تاريخ است .يادآور خونين ترين جمعه هاي ما ، بارش خون از آسمان در تمام جمعه هاي تاريخ ما . ‹‹ وحدت›› ترانه اي است كه راه را براي حمله به ظلم نشان مي دهد . كشيدن تيغ است بر سرستم .همه اين ترانه ها به خوبي روح زمانه را در خود پرورش مي دهد .
و همه اينها موجب آن است كه فرهاد خواننده اي بر آمده از ناهنجاريهاي اجتماعي باشد وصداي فرهاد، صداي بيداري نسل ماست
| ||||
| منبع : همشهري - 1384/01/14 | ||||
- در سالهاي اخير، موفقيت برخي آثار معماري در جذب گردشگران به شهرهاي بعضا غيرمطرح و ناشناخته، موجب توجه جهاني به نقش معماري در رونق و توسعه گردشگري شده است، به طوري كه مديران موزه ها و شهرداران سراسر جهان در تلا ش هستند تا با به خدمت گرفتن معماران مطرح و مشهور عصر حاضر، جهت طراحي آثار معماري گيرا و تماشايي، نقشه فرهنگي كره خاكي را تغيير دهند. بر اين اساس است كه امروزه معماري و گردشگري بيش از پيش با هم ارتباط يافته اند و اين ارتباط زمينه هاي شكل گيري گرايشي نوين در معماري را فراهم ساخته است كه منتقدان از آن با عنوان Architourism نام مي برند كه در فارسي مي توان آن را به معماري گردشگري يا معماري براي گردشگري ترجمه كرد. آنچه در ادامه مي آيد، نگاه كوتاهي است به برخي از مهمترين نمونه هاي معماري گردشگري در سطح جهان... | ||||
چرا بافتهای شهری دچار فرسودگی می شوند؟
جاذبه هاي شهرها با افزايش جمعيت آنها گسترش مي يابند. انواع جاذبه های مختلف مردم را از اقصی نقاط به سوی شهر جذب مي كند. در كلان شهر به سبب توزيع نامتعادل امكانات، ثروت، قدرت و... در كشور، توان جذب افزايش مي يابد.
شهر تهران با جاذبه های اجتماعي، اقتصادی،فرهنگي و ... مورد بهره برداری های نابجا و نا آگاهانه قرار گرفته است. عده ای آنگونه كه مي خواهند تخريب مي كنند؛ تسطيح اراضي در مناطق پر سود، جاده كشيدن و ... از جمله مواردی است كه براي ساخت و ساز به آن مي پردازند. ساير بخشها بواسطه پايانه ها، انبارها و سكونتگاههاي نا بهنجار، در معرض نابودی هستند. ترافيك، شلوغی و تردد اتومبيلها در شهر، كل منطقه را مورد تهديد قرارداده و ساخت وسازهای بدون رعايت اصول مهندسی زلزله، خطر يك فاجعه انسانی را در اذهان عمومی تداعی می كند.
بافتهای فرسوده شهری تصوری از بافت قديمی شهر كه به دلايلي احيا و باززنده سازی نشده را در ذهن ايجاد می كند. اين ذهنيت از بافت های فرسوده كه بيشتر كهنگی بافت را نمايان می كند، مانعی برای تعريف جامعی از بافت هاي شهري مشكل دار كه نوسازي در آنها كاسته شده و در نهايت رو به فرسودگي نهاده اند مي شود.
بافتهايی از شهر كه دچار فرسودگی می شوند سبب آسيب رساندن به كل سيستم شهر می شوند و بر عكس مسايلی كه سرچشمه بيماری شهر هستند، باعث ايجاد بافت فرسوده در شهر می شوند.
آسيب شناسی شهری و شناسايی بافت های فرسوده از يك سو و شناسايی ريشه های ايجاد بافتهای فرسوده از سوی ديگر سبب يافتن راه حلي برای كاهش بافتهای مساله دار در شهر ميشوند. بافتهای مساله دار شهری عبارتند از بافت های شهری است كه وجود عوامل مختلف در آن، سبب كاهش ارزش كيفی و كمی زندگی انسان می شود و با پايين آمدن ارزش های سكونتی، نوسازی و احيای بافت انجام نشده و ساكنان كم كم مهاجرت می كنند.
كاهش ارزشهای كيفی زندگی از چند زندگی شهری مشخص می شوند كه اصلی ترين نمودهای آن عبارت است از عناصر كالبدی، عملكردی، اقتصادی و اجتماعی و زيست محيطی.
با مطالعه و مشاهده عناصر درون بافت های فرسوده و مشكل دار، عوامل مشترك در ميان آنها در زمينه عناصر كالبدی يافت ميشود؛ پيوند با شهر و شكل آن، نفوذ پذيری، شبكه دسترسی و خدمات رسانی عمومی به هر مجموعه شهری يا بلوك مسكونی و همين طور فضاهای سبز و باز عمومی از اجزايی هستند كه در ارزش كيفي بافت موثرند. همين طور تراكم بافت، دانه بندی يا ميانگين تفكيك اراضی به خصوص بلوكهای مسكونی و همينطور نسبت توده به فضا در بافت شهر ايفاي نقش مي كنند. ميانگين نسبت های توزيعی فضا و دانه بندی كاربری های مختلف و همجوار، نحوه تاثير پذيری بافت از مرفولوژی و عوارض زمين( كوه ها، تپه ها، دره ها، رودها و شيب و...) عناصری موثر در پهنه شهری هستند.
نگرش گذشته در مورد جداسازی عناصر و فعاليتهاي درون بافت مانند كار وسكونت سبب ايجاد شهرهايی كه مناطقی جداسازی شده و منفك از هم داشتند، شد كه اثرات سو آن بر زندگي امروز هم نمايان شده است. پس از آن اساس و پايه اين تفكر زون بندی و تفكيك كاربری ها از هم زير سوال رفت و مساله تداخل و تنوع دانه بندی بافت شهری مطرح شد. فضاهايی چند عملكردی، فضاهای مسكونی، گردشگری، كار و... سبب ايجاد تعاملات اجتماعی در پهنه شهری شد. از اين رو تنوع كاربری، پيوند و ارتباط اجتماعی و فضايی بين عملكردهای شهری، يكي از شاخص های عملكردی پهنه شهری كارآمد است؛ نبود آن سبب مساله دار شدن بافت می شود.
از ديگر مسايلی كه سبب نا كارآمدی بافت شهری ميشود؛ آلودگی آب و هوا، زمين، ... است كه سبب كاهش ارزش كيفی زندگی و آسايش ساكنان شد و روند رشد وتوسعه بافت شهری را متوقف ساخته و درصد مهاجرت از آن پهنه شهری را افزايش داده و در نهايت توقف نوسازی و فرسودگی بافت را به همراه می آورد. جمع آوری نامناسب زباله و پخش شدن فاضلاب در زمين، موجب ازدياد انواع آلودگی ها شده و شيوع بيماری های مختلف را به همراه خواهد آورد.
آلودگی صوتی نيز بهداشت و سلامتی روح و جسم ساكنان را تحت تاثير قرار داده و سبب كاهش ارزش كيفی و كمی زندگی در آن بافت مي شود. اگر مسايل و مشكلات بافت با راهكارهای جمعی حل نشود، ساكنان به فكر حل مشكل خود به صورت شخصي افتاده و در غير اين صورت ترجيح به ترك آن ناحيه مي دهند. هر يك از موارد ذكر شده در شرايط اقتصادي و اجتماعي بافت اثر می گذارند و از آن تاثير مي پذيرند. تركيب اجتماعي، اشكال خانوار، تراكم جمعيت و ... درآمد و شغل، انواع فعاليتهاي توليدي و خدماتي از جمله عواملي هستند كه بر شكل گيري و محتواي بافت شهري تاثير گذارند. ايجاد ميانگين ارزشي متوسط زندگي براي ساكنان در شهر، تقسيم عادلانه فضاهاي سبز و باز عمومي ميان طبقات مختلف اجتماعي شهر، ساماندهي بافتهايي با فعاليتهاي توليدي و صنعتي كم ارزش تر در شهر، توزيع مناسب خدمات شهري و امكان دسترسي و استفاده از آن در تمام شهر، سبب جاري شدن زندگي، در پهنه شهري، نوسازي و رونق آن مي شود. جداسازي و تفكيك بافتهاي شهري با توجه به سطح در آمد، سبب توقف ساخت وساز در يك منطقه و افزايش تراكم بيش از حد در منطقه اي ديگر شده و اين هر دو موجبات مشكل دارشدن بافتهاي شهري را فراهم خواهد آورد.
بافت هاي شهري با توجه به موارد ياد شده تعدد بسياري از بعد ناكارآمدي و مشكل ساز بودن دارند. تشخيص و تعيين شاخص هايي كه باعث فرسودگي يك بافت مي شوند، خود راهنمايي جهت شناخت و تعيين شرايطي كه موجب آسيب ديدگي بافتهاي شهري مي شوند، است. با تقسيم بندي انواع بافتهاي مساله دار كه فرسوده شده اند يا از ابتدا فرسوده بوده اند و يا خطر فرسودگي آنها را تهديد مي كند، به كمك عناصر و مشخصه هاي تعيين شده، راهبردهاي مواجهه با بافتهاي ناكارآمد و آسيب پذير و همين طور راهبردهاي پيش گيري از بروز شرايطي كه چنين بافتهايي در طول زمان ايجاد شوند، پيش روي قرار مي گيرد.
در اين راستا مي توان اين بافتها و عوامل فرسودگي آنها را به انواع زير دسته بندي كرد.
- بافتهاي ارزشمند تاريخي
بافتهاي تاريخي شهرهاي ايران عموما از يك ساختار هماهنگ همراه با هندسه اي نشات گرفته از ارگانيسم زندگي شكل مي يابند. محور خطي بازار با فضاهاي باز و همچنين قرار گيري مراكز مهم مذهبي و دولتي در كنار آن، همراه با محلات كوچك و بزرگ مسكوني ساختار شهر قديمي ايران را تشكيل داده است. شكل خطي و پيوسته كالبد شهر، امكاني براي رشد و توسعه متناسب و همگن آن ايجاد مي كند.
در اكثر شهر با ورود ماشين و توسعه راهها، ساختار قديمي شهر ها دستخوش تغييرات اساسي شده و شالوده شهرها تغير شكل يافته است. همچنين با گسستن ساختار قديمي شهر دسترسي به محلات و راسته ها ي بازار از هم گسيخته و هيچ تدبير و اقدام ويژه اي به عمل نيامده است. بدين سبب اولين ويژگي كه سبب فرسودگي بافت تاريخي ميشود، نبود نفوذ و دسترسي مناسب شهري به درون بافت است. دومين ويژگي كه سبب آسيب ديدگي بافت مي شود، از بين رفتن تناسب كاربري ها است. رشد فضاهاي صنعتي و كارخانجات در بافت شهر، سبب از بين رفتن كيفيت مسكوني خانه هاي مجاور و كمكم استفاده از اراضي آنها جهت توسعه كاربري نعتي مي شود. همين طور رشد و افزايش خدمات تجاري در اطراف بازار سبب نفوذ كاربري تجاري در بافت مسكوني اطراف بازار و همچنين استفاده از كاربري هاي مسكوني براي انبارها و كارگاهها در جهت خدمات رساني به كاربري تجاري مي شود. با توجه به اين شرايط معمولا كيفيت ارزشي بافت مسكوني كاهش يافته، در نتيجه ساكنان قديمي و بومي، منطقه را رها كرده و جايگزين آنها طيف متنوعي از مهاجران از شهرها و روستاهاي اطراف با در آمد پايين تر و كم درآمد مي شود.
يكي از راهكارهاي حفظ بافت هاي ارزشمند تاريخي، توسعه فضاهاي گردشگري و فرهنگي و تفريحي در مجاورت آنها است. با در نظر گرفتن اين تدبير ارزش سكونتي منطقه حفظ شده و همينطور اجتماع به طور كلي اشتياق بيشتري براي زندگي در اين بافت خواهد داشت و مردم براي سكونت در مركز شهر بهاي بيشتري مي پردازند. نمونه اين راهكار در شهرهاي اروپايي نظير پاريس، فلورانس، رم، ونيز،... بسيار ديده مي شود.
عامل ديگري كه بسيار در فرسودگي بافت تاريخي موثر است، آلودگي است. به دليل متمركز شدن فضاهاي تجاري و كارگاهي و در نتيجه احداث انواع پايانه ها و انبارها و ... و تردد بيش از حد اتومبيل ها در بافت، آلودگي هوا و آلودگي صوتي بسيار ايجاد مي شود.
براي احيا و باززنده سازي بافتهاي تاريخي و ارزشمند، پيشنهاد مي شود كه تردد اتومبيلهاي شخصي و سواري محدود شود و حمل ونقل عمومي با بكارگيري استانداردهاي زيست محيطي افزايش يابد. راههاي دسترسي درون بافت براي خدمات رساني مناسب شهري تصحيح شود. ساماندهي كاربري درون بافت شهري با در نظر داشتن اينكه صدمه اي به بافت مسكوني نزند، انجام شود و افزايش ارزشهاي سكونتي و ايجاد نكات مثبت در بافت جهت بالابردن حس ماندگاري در محل و توسعه فضاهاي گردشگري، تفريحي و فرهنگي به همراه باززنده سازي يادمان ها و عناصر شاخص تاريخي و همچنين ساماندهي نظام سبز محلي و منطقه اي انجام پذيرد.
- بافت هاي شهري گران
در اين گونه بافتها به سبب گراني، تنوع كابري وجود ندارد. مانند يك خيابان كه سراسر مغازه و مركز تجاري لوكس است، جايي براي خدمات تجاري روزمره نيست. وجود كاربري هايي چون هتل، رستوران و مجموعه هاي مسكوني گران قيمت سبب كاستن تنوع كاربري و در نهايت عدم نوسازي مي شود. تحت اين شرايط پهنه شهري دچار آسيب مي شود.
- بافت هاي شهري ارزان قيمت
اين نوع بافت ها معمولا از طريق ساخت و ساز غير قانوني و بي شكل در حاشيه شهرها و در اطراف كارگاههاي ساختماني شكل مي گيرند. نوع ديگر ساخت و ساز توسط ارگانهايي با عنوان مسكن حداقل يا مسكن ارزان قيمت، مجموعه هايي شكل مي گيرد كه از همان ابتدا فرسوده و نا كارآمد هستند وبه صرف تعاوني بودن و ارزان قيمت بودن به فروش مي رسند.
اين بافت ها به علت ريز دانه بودن و كمبود فضاهاي خدماتي و فضاهاي سبز عمومي دچار مشكلاتي هستند؛ چاره اي جز دخالت مستقيم در بافت و يافتن راههايي براي باززنده سازي و احيا مجدد فضا و پيوند آنها با ساختار و استخوان بندي شهر وجود ندارد.
- بافت هاي قديمي و كهنه
وقتي انگيزه ساكنان براي احيا و حفظ بافت از بين مي رود،بافت قديمي فرسوده و كهنه مي شود. در اين صورت ساكنان مهاجرت كرده و اقشار بي بضاعت اجتماعي جايگزين آنها مي شوند. اين قبيل بافت هاي مياني شهرهاي بزرگ را تشكيل مي دهند.
رشد و گسترش بازار قديمي شهر كه زماني حركت ارگانيك رشد شهر را شكل مي داد، اكنون به امتدادي از مجموعه هاي تجاري، پاساژها، انبارها، كارگاهها و پايانه ها و... شده اند كه سبب ازدحام و شلوغي بافت از يك سو و همچنين فقدان فضاهاي سبز و گذران اوقات فراغت و فرهنگي شده و ترافيك سنگين و تردد سواريها را به همراه دارد.
- بافت هاي شهري آميخته با كاربري صنعتي، كارگاهي و خدمات فني
در اين نوع بافت كارگاههاي صنعتي و خدمات فني به صورت مختلفي در دانه بندي هاي مسكوني قرار گرفته اند، دلايل اينكه اين نوع بافت شكل مي گيرد را مي توان به صورت كلي، قيمت ارزان زمين در درون بافت ذكر كرد و يا توسعه شهر در بخشي كه در ساليان گذشته حومه شهر بوده و كارخانه ها در آنجا ساخته شده اند، اما هم اكنون با توسعه شهر، اطراف آنها را بافت مسكوني فرا گرفته است.
در اين موارد، بافت شهري مشكل دار است و سبب بروز مشكلات اقتصادي، كالبدي و آلودگي زيست محيطي شده است. به سبب كاهش قيمت زمين دربافت، دانه بندي زمينها ريز شده و بافت ريزدانه مسكوني در كنار بافت با دانه هاي درشت كارگاهي و صنعتي قرار گرفته است. تردد وسايل نقليه سنگين در بافت و مشكلات و ناهنجاري خاص ايجاد مي كند. در حل اين مشكلات عموما انتقال كارخانه ها وكارگاههاي صنعتي به خارج از محدوده شهر، مورد توجه است. به طور كلي صنايع و كارگاههاي شهري بايد با ساماندهي مناسب در شهر قرار گيرند اما شكل گيري پهنهاي و راسته اي كه بافت شهري را تحت الشعاع قرار دهند، بايد پرهيز نموده، همين طور اينكه كاربري صنعتي يك خيابان را تحت تاثير قرار دهد خود سبب بروز مشكلات در بافت مي شود. مي توان كارگاههاي صنعتي غير شهري را با فاصله اي از شهر احداث نمود و بقيه را در مكانهايي كه دو جداره خيابان ها و مكانهاي پر تردد نباشند، ساماندهي كرد.
- بافتهاي شهري با كاربري نا موزون
اولين كابري كه ناهماهنگ با بافتهاي شهري به نظر مي رسند، صنايع آلوده كننده شهر هستند، اما نا هماهنگي و نا موزوني صرفا از اين بعد نيست، ليكن ناهماهنگي و نامتناسبي هندسي، توليد و جذب مسافران شهري بسيار و انتشار انواع آلودگيها نيز پديد آورنده ناسازگاري هستند.
پايانه ها ( ميادين، انبارها و ترمينالها و...)، مراكز بزرگ اداري و بيمارستانها، صنايع بزرگ و ... و ديگر كاربري هاي فرا منطقه اي و در بعضي مواقع ملي كه وجودشان در شهر معمولا با توده ساختماني عظيم همراه است و حجم ترافيك و تردد بسيار مسافران را به شهر تحميل مي كنند، هم مشكلات بسياري را در بافت مسكوني شهري ايجاد مي نمايند و هم در بافت به صورت نا موزون خود نمايي مي كنند.
اين گونه كاربري ها به شيوه هاي مختلفي مي بايست چه در درون شهر و چه در بيرون شهر ساماندهي شوند؛ دردرون شهر به نظر مي رسد اگر در اطراف آنها تنوع كاربري هاي تلطيف كننده بافت در نظر گرفته شود، نتايج منا سبتري حاصل مي شود. اما ساماندهي آنها در خارج از شهر مي بايست با در نظر داشتن دسترسي مناسب با توجه به عملكردشان و برقراري تعامل لازم بين بافت شهري و اين گونه كاربريها به نتايج مطلوب رسيد.
- بافتهای تحت تاثير نقصان زير ساختهای شهری
كمبود يزرساختهای شهري نظير آب، برق، گاز، تلفن، فضلاب، دفع آبهای سطحی، راه، ... سبب ايجاد بافتهای فرسوده شهری مي شوند. همين طور عبور نامناسب اين خدمات از ميان بافتهای شهری سبب ناكارآمدي محيط زندگی مي شود. عبور بزرگراهها، اتوبانها، دكل برق فشار قوي، كابلهای هوايی و كانالها و آبروهای نامناسب و مسيلهای رو باز از درون شهر بافت، سبب ايجاد آلودگی ها اعم از آلودگی صوتی، هوا، زمين، آب و ... سبب كاهش شاخص های بهداشت و سلامت جسم و روح ساكنان شده و تاثير بسزايی در كاهش نوسازی در بافت و فرسودگی آن، همين طور نزول سطح كيفی پهنه شهری خواهد داشت. علت اصلی آلودگي صوتي در بافتهای شهری، تردد خودروهای سواری اعم از خصوصی و مسافر كش ها در شهر و فقدان سيستم حمل ونقل عمومی است.
توجه به اين مطلب مهم است كه فرسودگی بافت شهری از درون خود بافت پديد مي آيد و هر بافت نوساز هم مي تواند ريشه های فرسودگی و ناسازگاری را از همان ابتدا در درون داشته باشد.
لذا شناخت، مطالعه و بررسی علل، مسايل و مشكلاتی كه سبب ايجاد ناسازگاری در بافت می شود و سبب فرسودگی مي شود، منجر به ذكر راهكارهايی، برای اصلاح و بهسازی بافتهای موجود و پيشگيری از اين بافت های مساله دار می شود؛
- ايجاد تنوع در كاربری بافت و ساماندهی انواع فعاليتها دريك پهنه به نحوی كه سراسر يك معبر را اشغال نمايند و در نظر داشتن حريم عملكردی كاربری ها با توجه به حفظ آرامش و آسايش در محلات مسكونی و جلوگيري از اختلاط ساير كاربري هاي ناسازگار به درون ريز محلات.
- توسعه و ايجاد كاربری هاي گردشگري و تفريحی و فرهنگی به شكل متناسب با دانه بندی بافت و درون محلات همراه با در نظر داشتن پياده راهها به عنوان ركن اساسی تاثير گذار در زندگی انسان در بافت، و ايجاد فضاي سبز در بافت.
- كاهش ترافيك شهری، محدوديت تردد سواري و توسعه حمل و نقل عمومي.
- ساماندهي صنايع و خدمات فني در پهنه شهري و تصحيح بافت هاي شهريي كه اين كاربري ها به شكل خطي يا پهنه اي در بخشهاي بزرگ و وسيع پديد آورده اند.
- جلوگيري از گسست شهر توسط بزرگراهها، راه آهن، كاربريهاي بزرگ،...
- ساماندهي بافت شهري با توجه به مرفولژي زمين
- نظام بخشي زير ساختها و تاسيسات زير بنايي و روبنايي شهري.
شناخت مسايل و مشكلات، يافتن راه حل ها، استفاده بهينه از امكانات و افزايش توانمنديها، نيازمند يك سيستم مديريتي پويا و استوار به همراه مشاركت مردم است. چه بسا بسياري از مشكلات و ناسازگاري هاي شهر از يك بافت شهري آغاز شده سپس دانگير تمام شهر شده باشد. به نظر مي رسد مديران شهري و متخصصان با مطالعه و تعمق بيشتر در شناخت مشكلات و يافتن راه حل ها و استفاده از مشاركت مردم، توانايي بهسازي شهرهاي كشور را خواهند داشت.
به نقل از :
طراحی داخلی
نقش سواد بصری در طراحی داخلی
Interior Design
The Role of Visual Literacy in Interior Design
اگر بخواهیم تعریفی ساده و گویا از طراحی داخلی ارائه دهیم که روند انجام آن را برای ما روشن سازد، میتوانیم بگوییم طراحی داخلی شامل انتخاب عناصر تشکیلدهنده طرح و تنظیم و ترکیب آنها برای ایجاد فضا و کیفیات کارکردی ـ زیباییشناختی مورد نظر طراح و در نهایت دستیابی به کارکرد مناسب، زیبایی و انتقال مفاهیم و معانی است. در طراحی داخلی، وقتی طراح از عناصر مختلف با توجه به رنگ، فرم، بافت، کیفیت و کارآیی هرکدام بهره میگیرد و آنها را در کارش به یکدیگر مربوط میسازد، در واقع بوسیله این ترکیب میخواهد به اهداف مورد نظر خود در طراحی آن فضا دست یابد. به عبارت دیگر، دستیابی به اهدافی همچون کارکرد مناسب، زیبایی بصری و تأثیر محیطی و روانی مؤثر و مثبت در طراحی داخلی، مستلزم استفاده هماهنگ، منسجم، معنیدار و زیبا از عناصر طراحی است. در یک طرح مطلوب همه عناصر و اجزاء ترکیب در کارکرد و تأثیر کیفی و معنایی که دارند، به هم متکی و وابسته هستند. بر این اساس، موفقیت هر طرح بستگی کامل به چگونگی ترکیب عناصر و الگوهای سهبعدی فضا دارد.
اگرچه روند کار طراح در ترکیب عناصر طراحی داخلی تا حدی با تعابیر ذهنی و احساسی آمیخته است، لکن این بدان معنی نیست که تعقل و تفکر آگاهانه در این زمینه نقش چندان مهمی ندارد. ترکیب اجزای هر چیزی هم از جنبه ساختاری و مفهومی برخوردار است و هم از جنبه بصری و احساسی. ترکیب عناصر مختلف در یک فضا مستلزم سازماندهی آنها بر اساس الگوهایی است که این عناصر را به صورتی معنیدار و هدفمند به هم مرتبط کند و زمینه لازم را برای ایجاد یک کل واحد، مطابق با اهداف و خواستههای طراح، فراهم آورد، زیرا هیچ عنصر طراحی داخلی نمیتواند بدون ارتباط با عناصر دیگر و ترکیب مناسب با آنها در طرح و فضای معماری حضور یابد و مقاصد طراح را برآورده سازد.
انتخاب بجای عناصر طرح و ترکیب آنها در قالب فرمها و فضاهای مناسب مستلزم قواعدی است که باید در ترکیببندی و طراحی مورد توجه قرار گیرد. طراحان برای آنکه عناصر طراحی با اهداف و خصوصیات آنچه طرح میشود، تناسب لازم را بیابند، آنها را به کمک قواعد یا تکنیکهای مختلف بکار میگیرند. در واقع ارتباطی که بین عناصر طراحی داخلی در طرح نهایی برقرار میشود، از قواعدی پیروی میکند که با توجه به فیزیولوژی دستگاه بینایی انسان استنتاج شدهاند و میتوانیم به آنها قواعد ادراکی و بصری یا قواعد ترکیببندی یا تکنیکهای بصری بگوییم. وحدت و تضاد، تناسب، تعادل و ناپایداری، هماهنگی، تنوع و یکنواختی، ریتم، حرکت و سکون از جمله این قواعد و تکنیکها هستند. شناخت و بکارگیری این قواعد مستلزم برخورداری از دانشی است که به آن سواد بصری اطلاق میشود. هدف از یادگیری سواد بصری ایجاد یک سیستم ابتدایی برای فهم و ساخت ترکیببندیهای بصری است. بایستی توجه داشت که یک طراح با دانستن و بکار بردن قواعد مربوط به شیوه بیان بصری دچار محدودیت نمیشود، چرا که این اصول، قواعد مطلق و انعطافناپذیر نیستند، بلکه اصولی هستند که روشهای مختلف و ممکن را برای طراحی عناصر و فضاهای معماری و نحوه احتمالی ترکیب آنها در قالب الگوهای معنیدار و قابل بازشناسی ارائه میدهند. از طریق یاد گرفتن این اصول میتوانیم درباره نقش بصری هر عنصر یا الگو در فضای معماری و معنای آن برای استفادهکننده بطور سنجیده قضاوت کنیم. در مجموع آشنایی با این قواعد دانش و بصیرت ما را توسعه و میدان عمل و امکان گزینش ما را افزایش میدهد و ما را قادر به طراحی گزینههای بهتر و ارزیابی آنها میکند.
ما همواره در طراحی داخلی بایستی بکوشیم تا خصوصیات ویژه بصری عناصر طرح و چگونگی ارتباط متقابل آنها را که در نهایت کیفیت زیباییشناسانه محیط بصری ما را شکل میدهند، با اتکاء به سواد بصری ببینیم و دریابیم تا در ارائه شیوههای متنوعی از ترکیببندی در طراحی، با توجه به مفاهیم فیزیولوژیکی و روانشناسانه، و بوجود آوردن گزینههای مختلف طراحی موفق عمل کنیم.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
این یادداشت در روزنامه همشهری مورخ سهشنبه 18 مرداد 1384، با عنوان طراحی داخلی را جدی بگيريم ...، به چاپ رسیده است.