آموزش معماري

معماري گونه اي از ايجاد هنري است كه معمار به عنوان هنرمند خالق آن ،فضايي مي سازد براي انسان تا خود را در آن بيابد. اثر معماري آن هنگام درك مي شود كه فرد به عنوان بهره بردار در فضاي محصول معماري قرار گيرد...



معماران
ادامه نوشته

منارجنبان

 

نخستين بار يك فيزيكدانان و كارشناس زلزله ايراني توانست دليل ارتعاشات منار جنبان اصفهان را با انجام آزمايش هاي ديناميكي بررسي كند.
حميد شاهين پور، سرپرست كميته پژوهشي انجمن فناوري هاي بومي ايران كه به اختلالات اخير در نوسانات دو منار اصفهان پي برد تصميم گرفت علت ارتعاشات بنا را با فرمول هاي ديناميكي پيدا كند.

پژوهش شاهين پور با تمام فرمول هاي پيچيده و آزمايشگاهي اش تنها در پي رسيدن به اين نتيجه است.«هنگامي كه دو نخ مشابه را به طول مساوي و انتهاي نخ ها به يك نخ افقي ببنديد دو آونگ كاملا مشابه حاصل مي شود. اگر يكي از وزنه هاي به نوسان در آيد يكي ديگر از وزنه ها هم شروع به نوسان مي كند. اگر يكي از نخها بلندتر شود در صورت نوسان يكي، وزنه ديگر دچار نوسان نمي شود.حال اگر وزن يكي با ديگري متفاوت باشد باز هم نوسان يكي منجر به اختلال در نوسان ديگري مي شود. بنابر اين مي توان ارتعاش يك مناره به مناره هاي بعدي هم منتقل شود.»

پيش از شاهين پور افرادي ديگري هم درباره منار جنبان كار كرده اند اما تا كنون كسي، كار آزمايشگاهي روي اين بنا انجام نداده اند.

در كشورهاي عراق و عربستان هم منار جنبان هاي زيادي وجود دارد.شاهين پور تمام منارجنبان هاي ساخته شده در دنيا را متعلق به فرهنگ ايراني اسلامي مي داند.

جالب است بدانيد منار جنبان هاي دنيا در يك دوره زماني سي ساله دوره تيموريان ساخته شده اند.

به نقل از انجمن مهر پارسه

 

سمفوني سکوت و اشک ساکنان بافت هاي فرسوده

 

 شهردار تهران تاکيد کرده بود که طرح بازسازي بافت فرسوده تاريخي به عنوان يک طرح فوري از ابتداي سال 85 و مبتني بر طرحهاي تفضيلي تدوين شده در منطقه هاي مختلف، اجرايي شود. ارايه نشدن طرح بازسازي بافت فرسوده تاريخي از سوي ميراث فرهنگي استان تهران سبب شد تا با آغاز طرح شهرداري تهران، بار ديگر اختلاف نظري قديمي ميان مسوولان سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري استان تهران با شهرداري درمورد نحوه ورود به بافت تاريخي از سرگرفته شود.

 

به نقل از مجله جهان اقتصاد

ادامه نوشته

فرهاد

 

 

  برای شدن فرهاد

فرهادآري ، آري گفت :‹‹ جمعه وقت رفتنه ، موسم دل كندنه ›› وچه شاعرانه خود نيز جمعه رفت . جمعه ساكت ،جمعه متروك ؛ فروغ گفت . ‹‹ جمعه اي كه خون جا ي بارون مي چكه ›› او رفت وبه آزادگان پيوست ؛ به فريدون ، به مازيار ، او رفت و همچون هميشه آنچه باقي ماند دريغ بود وافسوس بود كه قدرش ندانستيم آنگونه كه بايد . ‹‹ خواب در بيداري›› را سرود و چه غافل بوديم كه بيداران خوابيم . ‹‹ برف›› را سرود وچه بي رگ بوديم كه سرما را حس نكرديم،از ‹‹ كوچه ها››خواند وچه بي حس بوديم كه بوي كافور كوچه هامان به مشام نرسيد ،از ‹‹ كودكانه ›› خواند وبوي اسكناس نو را از كودكان فقر دريغ كرديم ، از ‹‹ سقف›› خواند و پناهي به بي پناهان نداديم ، از ‹‹ مرد تنها›› خواند وچه وسعتي داديم به تنهايي هم . دريغ، نفهميديم ، نفهميديم ، نفهميديمش .... .

فر ها د مهرداد خواننده روشنفكر كشورمان ، جمعه ، 8 شهريور 1381 در سن 59 سالگي در گذشت . فرهاد از جمله خوانندكان معترض دهه 50 بود كه به همراه فريدون فروغي سبكي خاص را در موسيقي پايه گذاري كردند مضمون مشترك همه ترانه هاي اين دوسرشار است از: آشفتگي وضع مو جود،  خستگي ها ، تلخي ها، بي هويتي ها ، نااميدي ها ودلواپسي هاي كوچك وبزرگ .

‹‹ گنجشكك اشي مشي ›› تلويحي كودكانه است از معصوميتي كه نابود مي شود وازرنجي كه مي ماند  ، ازظلم ظالم مي گويد . ‹‹ كوچه ها›› تعزيه مرگ است وتبلور زخمي است كه آهسته آهسته روح را دچار مسخ مي كند . ‹‹ هفته خاكستري›› يعني تكرار ، تكرار مرگي كه هر خلاقيتي را به جذام روح مبدل مي كند . ‹‹ جمعه›› بازخوان تاريخ است .يادآور خونين ترين جمعه هاي ما ، بارش خون از آسمان در تمام جمعه هاي تاريخ ما . ‹‹ وحدت›› ترانه اي است كه راه را براي حمله به ظلم نشان مي دهد . كشيدن تيغ است بر سرستم .همه اين ترانه ها به خوبي روح زمانه را در خود پرورش مي دهد .

و همه اينها موجب آن است كه فرهاد خواننده اي بر آمده از ناهنجاريهاي اجتماعي باشد وصداي فرهاد، صداي بيداري نسل ماست

معماري در خدمت گردشگري   

 

 

معماري در خدمت گردشگري
منبع : همشهري - ‎1384/01/14
تصوير

 - در سالهاي اخير، موفقيت برخي آثار معماري در جذب گردشگران به شهرهاي بعضا غيرمطرح و ناشناخته، موجب توجه جهاني به نقش معماري در رونق و توسعه گردشگري شده است، به طوري كه مديران موزه ها و شهرداران سراسر جهان در تلا ش هستند تا با به خدمت گرفتن معماران مطرح و مشهور عصر حاضر، جهت طراحي آثار معماري گيرا و تماشايي، نقشه فرهنگي كره خاكي را تغيير دهند. بر اين اساس است كه امروزه معماري و گردشگري بيش از پيش با هم ارتباط يافته اند و اين ارتباط زمينه هاي شكل گيري گرايشي نوين در معماري را فراهم ساخته است كه منتقدان از آن با عنوان Architourism نام مي برند كه در فارسي مي توان آن را به معماري گردشگري يا معماري براي گردشگري ترجمه كرد. آنچه در ادامه مي آيد، نگاه كوتاهي است به برخي از مهمترين نمونه هاي معماري گردشگري در سطح جهان...
رابطه ميان معماري و گردشگري به هيچ وجه رابطه جديدي نيست و پيشينه آن به برگزاري تورهاي بزرگ اروپا در فاصله ميان قرن هاي 17 تا۱۹ برمي گردد. مسافران اين تورها كه عمدتا از اهالي ثروتمند آمريكاي شمالي و اروپا بودند، در جريان سفر به پاريس، فلورانس، رم، ونيز، لندن، آتن و ديگر پايتخت هاي بزرگ تمدن اروپايي، با هنر و معماري بزرگ اروپا آشنا مي شدند، اما امروزه نوع جديدي از تورهاي بزرگ در حال رواج يافتن است و مسافران به جاي توجه به كليساهاي رفيع و ساختمان هاي عمومي بزرگ از قبيل كليساي سن پيتر در رم و موزه لوور در پاريس، با بازديد از جالب توجه ترين ساختمان هاي جديد كه توسط معماران در قيد حيات طراحي شده‌اند، به تجليل از فرهنگ معاصر مي پردازند. بي جهت نيست كه گردشگران در سفر به انگلستان در انديشه بازديد از موزه مدرن بريتانيا هستند كه توسط نورمن فاستر طراحي شده است، نه بازديد از لندن قديم.
مركز تجارت جهاني كه در سال 1973 ساخته شده بود، يكي از اولين نمونه هاي معماري معاصر محسوب مي‌شود كه به عنوان يك جاذبه گردشگري مورد توجه گردشگران قرار گرفت، جاذبه اي كه تنها در اواخر دهه 1990 اهميت قابل توجهي پيدا كرد. از آنجا كه آسمانخراش همانند موسيقي جاز يك محصول آمريكايي است و بهترين نمونه هاي آن در اين كشور وجود دارد، برج هاي دو قلوي مركز تجارت جهاني، به عنوان نمودهاي بارز فرهنگ معاصر آمريكايي، يكي از مشهورترين جاذبه هاي گردشگري شهر نيويورك به شمار مي رفتند. از اين رو گردشگران به جاي اينكه فقط از بناهاي يادماني بر جاي مانده از دوره هاي پيشين همچون ساختمان امپايراستيت يا مركز راكفلر بازديد كنند، به سمت برج ها كشيده مي شدند. برج هاي دوقلو، ساختمان هايي بودند كه منتقدان معماري محلي بيشتر علا قه مند بودند كه مردم از آنها متنفر باشند، اما از ديدگاه بسياري از گردشگران، آنها به شيوايي از زمان و مكانشان سخن مي گفتند. اگرچه بعد از حوادث 11سپتامبر، برنامه ها و طرح هاي آينده سايت اين برج ها نامشخص است، اما بدون شك اين سايت در آينده نيز به عنوان بازتابي از آرمان ها و ارزش هاي نيويورك بعد از 11سپتامبر، يكي از جاذبه هاي شگرف اين شهر خواهد بود.
بي شك مهمترين ساختماني كه انگيزه ها و زمينه هاي لا زم را براي توسعه معماري گردشگري ايجاد كرد، موزه گوگنهايم فرانك گري در بيلبائو اسپانياست كه در سال 1997 ساخته شد. به جرات مي توان گفت كه تا پيش از اين، هرگز ساختماني از چنين قدرت كيميايي كه يك شهر كوچك استاني در منطقه باسك اسپانيا را به بازيگر عمده جريان هنر و فرهنگ جهاني تبديل كند، برخوردار نبوده است . طراحي موزه گوگنهايم بيلبائو، همانند موزه گوگنهايم فرانك لويدرايت در نيويورك كه طرح آن مربوط به سالهاي پيش است، يك رويداد فوق العاده و استثنايي در تاريخ معماري محسوب مي‌شود. بازديد بي سابقه تورهاي هنر و معماري از شهر و جمعيت زياد گردشگران كه تاثير شگرفي بر اقتصاد محلي داشته است، همگي نشانگر موفقيت بيلبائو هستند، البته بايستي به اين نكته توجه داشت كه درموفقيت بيلبائو، به عنوان پديده اي كه به شهرت جهاني دست يافته، پوشش رسانه اي فراگير، ساختمان گيرا و فتوژنيكخوش عكس) موزه گوگنهايم و خالق سنت شكن آن نيز تاثير به سزايي داشته است. موزه گوگنهايم علا وه بر اينكه موفقيت شگرفي در جذب فيزيكي مردم به اين منطقه داشته، در جلب توجه جهانيان به يك مكان دور، گمنام و متفاوت نيز بسيار موثر بوده است، اما اين توجه جهاني داراي يك جنبه منفي نيز هست، چرا كه موزه گوگنهايم در بيلبائو، به عنوان يك نماد شهري، بارها از سوي جدايي طلبان باسك تهديد به بمبگذاري شده است.
موزه تيت مدرن در انگلستان نيز از موزه هايي است كه به منظور جلب توجه گردشگران ، توجه ويژه اي به معماري داشته است. مديران موزه طي بررسي هايي به اين نتيجه رسيدند كه اين موزه براي رقابت از نظر تعداد بازديدكنندگان) با مادر شهر لندن كه از موزه هاي متعددي برخوردار است و تا به حال هرگز مشكلي در جلب توجه گردشگران نداشته است، نيازمند يك ساختمان تماشايي جديد در كنار فضاي موجود است. بدين ترتيب طراحي اين ساختمان به مسابقه گذاشته شد و در يك مسابقه بين المللي كه تعداد زيادي از مطرح ترين نام هاي معماري امروز در آن شركت كرده بودند، طرح شركت سوئيسي هرزوگ و دمورن برگزيده شد كه اين شركت در ماه مه همان سال برنده جايزه معتبر معماري پريتزكر شد. با افتتاح ساختمان جديد در بهار سال 2000، در حالي كه مديران موزه انتظار بازديد تقريبا 1/5 ميليون نفر را داشتند، تعداد بازديدكنندگان از موزه، به مرز 5 ميليون نفر رسيد. يقينا اين استقبال قابل توجه و غيرمنتظره بيشتر حاصل كار بزرگ و برجسته هرزوگ و دمورن بود.
موفقيت محسوس و فوق العاده اين پروژه و ديگر پروژه هاي جديد، موردتوجه شديد شهرداران و مديران موزه ها در اقصي نقاط جهان قرار گرفته است، به طوري كه آنها علا قه مند هستند از طريق اين شيوه قابل اطمينان و تازه آزموده شده، شهرها و موزه هايشان را به سطح شهرها و موزه هاي بزرگ جهان برسانند.
بازديد بي سابقه تورهاي هنر و معماري از شهر و جمعيت زياد گردشگران كه تاثير شگرفي بر اقتصاد محلي داشته است، همگي نشانگر موفقيت بيلبائو هستند
در حال حاضر فقط در ايالا ت متحده 40 ،موزه در مراحل مختلف اجرايي، از ساخت ساختمان جديد تا افزودن بخش هاي الحاقي به ساختمان موجود، وجود دارند كه اكثرا توسط معماران به نام طراحي شده‌اند. در همين راستا، شهرهاي غير مطرح آمريكا از قبيل ميلواكي و اوكلند در ايالت كاليفرنيا ، به منظور ايجاد جاذبه براي گردشگران، اقدامات و سرمايه گذاري هاي كلا ني در زمينه معماري انجام داده اند. شهرداران اين شهرها با افزودن بخش هاي الحاقي تنديس وار به موزه هنر ميلواكي و كليساي مسيح اوكلند كه هر دو توسط سانتياگو كالا تراوا، معمار اسپانيايي طراحي شده‌اند، در صدد جلب توجه گسترده جهانيان به اين دو شهر هستند.
همچنين كالا تراوا اخيرا طراحي شهر اسپانيايي علم وهنر در والنسيا، بزرگترين پروژه فرهنگي اروپا و يك فرودگاه جديد و زيبا در بيلبائو اسپانيا را به انجام رسانيده كه برخي معتقدند، اهميت و اعتبار موزه گوگنهايم گري را كه در نزديكي آن قرار دارد، تحت الشعاع قرار داده است.
برلين كه امروزه پس از پشت سرگذاشتن سالهاي پرفراز و نشيب و دوران اتحاد، در حال عرض اندام دوباره به عنوان يكي از پايتخت هاي اصلي اروپاست، با قدرت و موفقيت در حال نوسازي است و شايد تنها شهري باشد كه گرايش معماري براي گردشگري در آن، بيش از ديگر شهرها تبلور عيني يافته است. پروژه هاي اخير معماري برلين همانند فيلم هاي هاليوود به وسيله نام هاي معروفي كه به همراه خود يدك مي كشند، شناخته و مطرح شده‌اند. از برجسته ترين اين پروژه ها مي توان به رايشتاگ مجلس آلمان) كه از نو توسط نورمن فاستر طراحي شده، سفارت هلند اثر رم كولهاس معمار هلندي)، ساختمان سرپرستي بانك DG اثر فرانك گري ، پل Kronprizen اثر سانتياگو كالا تراوا و بازسازي كوي پوتسدام پلا تز كه با مشاركت چندين معمار و به سرپرستي رنزو پيانومعمار ايتاليايي) به انجام رسيده است، اشاره كرد.
به عنوان يك نمونه بارزتر ديگر در استفاده از طراحي براي مطرح كردن يك شهر، مي توان به تجربه توكيو اشاره كرد كه مدت ها از سوي غالب مسافران جهان مورد بي توجهي قرار گرفته بود، مركز هنري موري در توكيو كه اخيرا طرح رويايي آن ريخته شده و قرار است بزرگترين و باشكوه ترين موزه هنر و فرهنگ قرن باشد، فهرستي از بهترين استعداد هاي بين المللي طراحي را براي به ثمر رساندن اهداف بلند پروازانه اش در زمينه هاي مختلف عمراني، فرهنگي و برنامه ريزي شهري در كنار هم گرد آورده است. بروس نائو، طراح كانادايي، به همراه ريچارد گلوكمن، معمار آمريكايي، ترنس كنران، استاد انگليسي طراحي و فوميهيكو ماكي، طراح ژاپني، گروه مشتركي را براي طراحي اين مجموعه تشكيل داده اند. مائو معتقد است كه بخشي از نقش او در اين پروژه، ايجاد ارتباط ميان فرهنگ معاصر توكيو با جهان پهناور بيرون و همزمان با آن، تشويق ساكنان محلي است به اينكه شهر محل اقامتشان را با نگاه و روشي جديد مورد تفكر و ملا حظه قرار دهند. اين نگاه جديد نبايد صرفا به پيشينه اي از آنچه در شهر وجود دارد، معطوف شود، بلكه بايستي در اين نگرش، تدوين مانيفستي براي آينده احتمالي شهر نيز مورد توجه قرار گيرد. وي مي گويد: اگر شما در زمينه گردشگري، يك نگاه مقايسه اي به توكيو و ديگر شهرهاي جهان داشته باشيد، برخلا ف انتظار درخواهيد يافت كه آمار و ارقام مربوط به جذب گردشگر در توكيو، در مقايسه با شهرهايي همچون پاريس يا لندن يا نيويورك، در سطح بسيار پاييني قرار دارد. البته بايستي توجه داشت كه علت بالا آمار جذب گردشگر در اين شهرها، برخورداري آنها از انواع زيرساخت هاي لا زم بودن براي توسعه گردشگري است كه اين زير ساخت به آساني و به يكباره فراهم نشده‌اند. بدين ترتيب پيش بيني ساختماني همچون مركز هنري موري، در واقع بخشي از فرآيند برنامه ريزي و ارزيابي مجدد زيرساخت هاي شهري در توكيو محسوب مي‌شود.
همزمان با اين اقدامات، گوگنهايم نيز در لا س وگاس با موزه جديدي كه توسط رم كولهاس طراحي و در اكتبر 2004 افتتاح شد، مرزهاي ميان معماري متعالي و گردشگري را كمرنگتر كرده است. در كانادا نيز موزه سلطنتي انتاريو اقداماتي را براي گزينش يك معمار جهت طراحي پروژه 200 ميليون دلا ري توسعه و مرمت اين موزه آغاز كرده است. اگرچه مدت هاست شايعه شده گالري هنر اونتاريو درصدد درخواست از فرانك گري، اهل سابق تورنتو، براي طراحي بخش الحاقي موزه است.
با توجه به آنچه گفته شد، به نظر مي رسد ميل و رغبت عمومي در سطح جهان براي ايجاد ارتباط ميان معماري و گردشگري به سرعت در حال افزايش است و بايستي در آينده به انتظار نمونه هاي بيشتري از آثار معماري كه در راستاي تحقق اهداف صنعت گردشگري طراحي و ساخته مي شوند، نشست.
عكس: موزه گوگنهايم بيلبائو - فرانك گري


فرسودگی بافتهای قدیم

 

 

چرا بافتهای شهری دچار فرسودگی می شوند؟


جاذبه هاي شهر‌ها با افزايش جمعيت آنها گسترش مي يابند. انواع جاذبه های مختلف مردم را از اقصی نقاط به سوی شهر جذب مي كند. در كلان شهر به سبب توزيع نامتعادل امكانات، ثروت، قدرت و... در كشور، توان جذب افزايش مي يابد.
شهر تهران با جاذبه های اجتماعي، اقتصادی،فرهنگي و ... مورد بهره برداری های نابجا و نا آگاهانه قرار گرفته است. عده ای آنگونه كه مي خواهند تخريب مي كنند؛ تسطيح اراضي در مناطق پر سود، جاده كشيدن و ... از جمله مواردی است كه براي ساخت و ساز به آن مي پردازند. ساير بخش‌ها بواسطه پايانه ها، انبارها و سكونتگاههاي نا بهنجار، در معرض نابودی هستند. ترافيك، شلوغی و تردد اتومبيل‌ها در شهر، كل منطقه را مورد تهديد قرارداده و ساخت وسازهای بدون رعايت اصول مهندسی زلزله،‌ خطر يك فاجعه انسانی را در اذهان عمومی تداعی می كند.
بافتهای فرسوده شهری تصوری از بافت قديمی شهر كه به دلايلي احيا و باززنده سازی نشده را در ذهن ايجاد می كند. اين ذهنيت از بافت های فرسوده كه بيشتر كهنگی بافت را نمايان می كند، مانعی برای تعريف جامعی از بافت هاي شهري مشكل دار كه نوسازي در آنها كاسته شده و در نهايت رو به فرسودگي نهاده اند مي شود.
بافتهايی از شهر كه دچار فرسودگی می شوند سبب آسيب رساندن به كل سيستم شهر می شوند و بر عكس مسايلی كه سرچشمه بيماری شهر هستند، باعث ايجاد بافت فرسوده در شهر می شوند.
آسيب شناسی شهری و شناسايی بافت های فرسوده از يك سو و شناسايی ريشه های ايجاد بافتهای فرسوده از سوی ديگر سبب يافتن راه حلي برای كاهش بافتهای مساله دار در شهر ميشوند. بافتهای مساله دار شهری عبارتند از بافت های شهری است كه وجود عوامل مختلف در آن، سبب كاهش ارزش كيفی و كمی زندگی انسان می شود و با پايين آمدن ارزش های سكونتی، نوسازی و احيای بافت انجام نشده و ساكنان كم كم مهاجرت می كنند.
كاهش ارزشهای كيفی زندگی از چند زندگی شهری مشخص می شوند كه اصلی ترين نمودهای آن عبارت است از عناصر كالبدی، عملكردی، اقتصادی و اجتماعی و زيست محيطی.
با مطالعه و مشاهده عناصر درون بافت های فرسوده و مشكل دار، عوامل مشترك در ميان آنها در زمينه عناصر كالبدی يافت ميشود؛‌ پيوند با شهر و شكل آن، نفوذ پذيری،‌ شبكه دسترسی و خدمات رسانی عمومی به هر مجموعه شهری يا بلوك مسكونی و همين طور فضاهای سبز و باز عمومی از اجزايی هستند كه در ارزش كيفي بافت موثرند. همين طور تراكم بافت، دانه بندی يا ميانگين تفكيك اراضی به خصوص بلوكهای مسكونی و همينطور نسبت توده به فضا در بافت شهر ايفاي نقش مي كنند. ميانگين نسبت های توزيعی فضا و دانه بندی كاربری های مختلف و همجوار، نحوه تاثير پذيری بافت از مرفولوژی و عوارض زمين( كوه ها، تپه ها، دره ها، رودها و شيب و...) عناصری موثر در پهنه شهری هستند.
نگرش گذشته در مورد جداسازی عناصر و فعاليتهاي درون بافت مانند كار وسكونت سبب ايجاد شهرهايی كه مناطقی جداسازی شده و منفك از هم داشتند، شد كه اثرات سو آن بر زندگي امروز هم نمايان شده است. پس از آن اساس و پايه اين تفكر زون بندی و تفكيك كاربری ها از هم زير سوال رفت و مساله تداخل و تنوع دانه بندی بافت شهری مطرح شد. فضاهايی چند عملكردی، فضاهای مسكونی، گردشگری، كار و... سبب ايجاد تعاملات اجتماعی در پهنه شهری شد. از اين رو تنوع كاربری، پيوند و ارتباط اجتماعی و فضايی بين عملكردهای شهری، يكي از شاخص های عملكردی پهنه شهری كارآمد است؛ نبود آن سبب مساله دار شدن بافت می شود.
از ديگر مسايلی كه سبب نا كارآمدی بافت شهری ميشود؛ آلودگی آب و هوا، زمين، ... است كه سبب كاهش ارزش كيفی زندگی و آسايش ساكنان شد و روند رشد وتوسعه بافت شهری را متوقف ساخته و درصد مهاجرت از آن پهنه شهری را افزايش داده و در نهايت توقف نوسازی و فرسودگی بافت را به همراه می آورد. جمع آوری نامناسب زباله و پخش شدن فاضلاب در زمين، موجب ازدياد انواع آلودگی ها شده و شيوع بيماری های مختلف را به همراه خواهد آورد.
آلودگی صوتی نيز بهداشت و سلامتی روح و جسم ساكنان را تحت تاثير قرار داده و سبب كاهش ارزش كيفی و كمی زندگی در آن بافت مي شود. اگر مسايل و مشكلات بافت با راهكارهای جمعی حل نشود، ساكنان به فكر حل مشكل خود به صورت شخصي افتاده و در غير اين صورت ترجيح به ترك آن ناحيه مي دهند. هر يك از موارد ذكر شده در شرايط اقتصادي و اجتماعي بافت اثر می گذارند و از آن تاثير مي پذيرند. تركيب اجتماعي، اشكال خانوار، تراكم جمعيت و ... درآمد و شغل، ‌انواع فعاليتهاي توليدي و خدماتي از جمله عواملي هستند كه بر شكل گيري و محتواي بافت شهري تاثير گذارند. ايجاد ميانگين ارزشي متوسط زندگي براي ساكنان در شهر، تقسيم عادلانه فضاهاي سبز و باز عمومي ميان طبقات مختلف اجتماعي شهر، ساماندهي بافتهايي با فعاليتهاي توليدي و صنعتي كم ارزش تر در شهر، توزيع مناسب خدمات شهري و امكان دسترسي و استفاده از آن در تمام شهر، سبب جاري شدن زندگي، در پهنه شهري،‌ نوسازي و رونق آن مي شود. جداسازي و تفكيك بافتهاي شهري با توجه به سطح در آمد، سبب توقف ساخت وساز در يك منطقه و افزايش تراكم بيش از حد در منطقه اي ديگر شده و اين هر دو موجبات مشكل دارشدن بافتهاي شهري را فراهم خواهد آورد.
بافت هاي شهري با توجه به موارد ياد شده تعدد بسياري از بعد ناكارآمدي و مشكل ساز بودن دارند. تشخيص و تعيين شاخص هايي كه باعث فرسودگي يك بافت مي شوند، خود راهنمايي جهت شناخت و تعيين شرايطي كه موجب آسيب ديدگي بافتهاي شهري مي شوند،‌ است. با تقسيم بندي انواع بافتهاي مساله دار كه فرسوده شده اند يا از ابتدا فرسوده بوده اند و يا خطر فرسودگي آنها را تهديد مي كند، به كمك عناصر و مشخصه هاي تعيين شده، راهبردهاي مواجهه با بافتهاي ناكارآمد و آسيب پذير و همين طور راهبردهاي پيش گيري از بروز شرايطي كه چنين بافتهايي در طول زمان ايجاد شوند، پيش روي قرار مي گيرد.
در اين راستا مي توان اين بافتها و عوامل فرسودگي آنها را به انواع زير دسته بندي كرد.
- بافتهاي ارزشمند تاريخي
بافتهاي تاريخي شهرهاي ايران عموما از يك ساختار هماهنگ همراه با هندسه اي نشات گرفته از ارگانيسم زندگي شكل مي يابند. محور خطي بازار با فضاهاي باز و همچنين قرار گيري مراكز مهم مذهبي و دولتي در كنار آن، همراه با محلات كوچك و بزرگ مسكوني ساختار شهر قديمي ايران را تشكيل داده است. شكل خطي و پيوسته كالبد شهر، امكاني براي رشد و توسعه متناسب و همگن آن ايجاد مي كند.
در اكثر شهر با ورود ماشين و توسعه راهها، ساختار قديمي شهر ها دستخوش تغييرات اساسي شده و شالوده شهرها تغير شكل يافته است. همچنين با گسستن ساختار قديمي شهر دسترسي به محلات و راسته ها ي بازار از هم گسيخته و هيچ تدبير و اقدام ويژه اي به عمل نيامده است. بدين سبب اولين ويژگي كه سبب فرسودگي بافت تاريخي ميشود، نبود نفوذ و دسترسي مناسب شهري به درون بافت است. دومين ويژگي كه سبب آسيب ديدگي بافت مي شود، از بين رفتن تناسب كاربري ها است. رشد فضاهاي صنعتي و كارخانجات در بافت شهر، سبب از بين رفتن كيفيت مسكوني خانه هاي مجاور و كمكم استفاده از اراضي آنها جهت توسعه كاربري نعتي مي شود. همين طور رشد و افزايش خدمات تجاري در اطراف بازار سبب نفوذ كاربري تجاري در بافت مسكوني اطراف بازار و همچنين استفاده از كاربري هاي مسكوني براي انبارها و كارگاهها در جهت خدمات رساني به كاربري تجاري مي شود. با توجه به اين شرايط معمولا كيفيت ارزشي بافت مسكوني كاهش يافته، در نتيجه ساكنان قديمي و بومي، منطقه را رها كرده و جايگزين آنها طيف متنوعي از مهاجران از شهرها و روستاهاي اطراف با در آمد پايين تر و كم درآمد مي شود.
يكي از راهكارهاي حفظ بافت هاي ارزشمند تاريخي، توسعه فضاهاي گردشگري و فرهنگي و تفريحي در مجاورت آنها است. با در نظر گرفتن اين تدبير ارزش سكونتي منطقه حفظ شده و همينطور اجتماع به طور كلي اشتياق بيشتري براي زندگي در اين بافت خواهد داشت و مردم براي سكونت در مركز شهر بهاي بيشتري مي پردازند. نمونه اين راهكار در شهرهاي اروپايي نظير پاريس، فلورانس، رم، ونيز،... بسيار ديده مي شود.
عامل ديگري كه بسيار در فرسودگي بافت تاريخي موثر است، آلودگي است. به دليل متمركز شدن فضاهاي تجاري و كارگاهي و در نتيجه احداث انواع پايانه ها و انبارها و ... و تردد بيش از حد اتومبيل ها در بافت، آلودگي هوا و آلودگي صوتي بسيار ايجاد مي شود.
براي احيا و باززنده سازي بافتهاي تاريخي و ارزشمند، پيشنهاد مي شود كه تردد اتومبيلهاي شخصي و سواري محدود شود و حمل ونقل عمومي با بكارگيري استانداردهاي زيست محيطي افزايش يابد. راههاي دسترسي درون بافت براي خدمات رساني مناسب شهري تصحيح شود. ساماندهي كاربري درون بافت شهري با در نظر داشتن اينكه صدمه اي به بافت مسكوني نزند، انجام شود و افزايش ارزشهاي سكونتي و ايجاد نكات مثبت در بافت جهت بالابردن حس ماندگاري در محل و توسعه فضاهاي گردشگري، تفريحي و فرهنگي به همراه باززنده سازي يادمان ها و عناصر شاخص تاريخي و همچنين ساماندهي نظام سبز محلي و منطقه اي انجام پذيرد.
- بافت هاي شهري گران
در اين گونه بافتها به سبب گراني، تنوع كابري وجود ندارد. مانند يك خيابان كه سراسر مغازه و مركز تجاري لوكس است، جايي براي خدمات تجاري روزمره نيست. وجود كاربري هايي چون هتل، رستوران و مجموعه هاي مسكوني گران قيمت سبب كاستن تنوع كاربري و در نهايت عدم نوسازي مي شود. تحت اين شرايط پهنه شهري دچار آسيب مي شود.
- بافت هاي شهري ارزان قيمت
اين نوع بافت ها معمولا از طريق ساخت و ساز غير قانوني و بي شكل در حاشيه شهرها و در اطراف كارگاههاي ساختماني شكل مي گيرند. نوع ديگر ساخت و ساز توسط ارگانهايي با عنوان مسكن حداقل يا مسكن ارزان قيمت، مجموعه هايي شكل مي گيرد كه از همان ابتدا فرسوده و نا كارآمد هستند وبه صرف تعاوني بودن و ارزان قيمت بودن به فروش مي رسند.
اين بافت ها به علت ريز دانه بودن و كمبود فضاهاي خدماتي و فضاهاي سبز عمومي دچار مشكلاتي هستند؛ چاره اي جز دخالت مستقيم در بافت و يافتن راههايي براي باززنده سازي و احيا مجدد فضا و پيوند آنها با ساختار و استخوان بندي شهر وجود ندارد.
- بافت هاي قديمي و كهنه
وقتي انگيزه ساكنان براي احيا و حفظ بافت از بين مي رود،‌بافت قديمي فرسوده و كهنه مي شود. در اين صورت ساكنان مهاجرت كرده و اقشار بي بضاعت اجتماعي جايگزين آنها مي شوند. اين قبيل بافت هاي مياني شهرهاي بزرگ را تشكيل مي دهند.
رشد و گسترش بازار قديمي شهر كه زماني حركت ارگانيك رشد شهر را شكل مي داد، اكنون به امتدادي از مجموعه هاي تجاري، پاساژها، انبارها، كارگاهها و پايانه ها و... شده اند كه سبب ازدحام و شلوغي بافت از يك سو و همچنين فقدان فضاهاي سبز و گذران اوقات فراغت و فرهنگي شده و ترافيك سنگين و تردد سوار‌يها را به همراه دارد.

- بافت هاي شهري آميخته با كاربري صنعتي،‌ كارگاهي و خدمات فني
در اين نوع بافت كارگاههاي صنعتي و خدمات فني به صورت مختلفي در دانه بندي هاي مسكوني قرار گرفته اند، دلايل اينكه اين نوع بافت شكل مي گيرد را مي توان به صورت كلي،‌ قيمت ارزان زمين در درون بافت ذكر كرد و يا توسعه شهر در بخشي كه در ساليان گذشته حومه شهر بوده و كارخانه ها در آنجا ساخته شده اند، اما هم اكنون با توسعه شهر، اطراف آنها را بافت مسكوني فرا گرفته است.
در اين موارد، بافت شهري مشكل دار است و سبب بروز مشكلات اقتصادي، كالبدي و آلودگي زيست محيطي شده است. به سبب كاهش قيمت زمين دربافت، دانه بندي زمينها ريز شده و بافت ريزدانه مسكوني در كنار بافت با دانه هاي درشت كارگاهي و صنعتي قرار گرفته است. تردد وسايل نقليه سنگين در بافت و مشكلات و ناهنجاري خاص ايجاد مي كند. در حل اين مشكلات عموما انتقال كارخانه ها وكارگاههاي صنعتي به خارج از محدوده شهر، مورد توجه است. به طور كلي صنايع و كارگاههاي شهري بايد با ساماندهي مناسب در شهر قرار گيرند اما شكل گيري پهنهاي و راسته اي كه بافت شهري را تحت الشعاع قرار دهند، بايد پرهيز نموده، همين طور اينكه كاربري صنعتي يك خيابان را تحت تاثير قرار دهد خود سبب بروز مشكلات در بافت مي شود. مي توان كارگاههاي صنعتي غير شهري را با فاصله اي از شهر احداث نمود و بقيه را در مكانهايي كه دو جداره خيابان ها و مكانهاي پر تردد نباشند، ساماندهي كرد.
- بافتهاي شهري با كاربري نا موزون
اولين كابري كه ناهماهنگ با بافتهاي شهري به نظر مي رسند، صنايع آلوده كننده شهر هستند، اما نا هماهنگي و نا موزوني صرفا از اين بعد نيست، ليكن ناهماهنگي و نامتناسبي هندسي، توليد و جذب مسافران شهري بسيار و انتشار انواع آلودگيها نيز پديد آورنده ناسازگاري هستند.
پايانه ها ( ميادين، انبارها و ترمينالها و...)، مراكز بزرگ اداري و بيمارستانها، صنايع بزرگ و ... و ديگر كاربري هاي فرا منطقه اي و در بعضي مواقع ملي كه وجودشان در شهر معمولا با توده ساختماني عظيم همراه است و حجم ترافيك و تردد بسيار مسافران را به شهر تحميل مي كنند، هم مشكلات بسياري را در بافت مسكوني شهري ايجاد مي نمايند و هم در بافت به صورت نا موزون خود نمايي مي كنند.
اين گونه كاربري ها به شيوه هاي مختلفي مي بايست چه در درون شهر و چه در بيرون شهر ساماندهي شوند؛ دردرون شهر به نظر مي رسد اگر در اطراف آنها تنوع كاربري هاي تلطيف كننده بافت در نظر گرفته شود، نتايج منا سبتري حاصل مي شود. اما ساماندهي آنها در خارج از شهر مي بايست با در نظر داشتن دسترسي منا‌سب با توجه به عملكردشان و برقراري تعامل لازم بين بافت شهري و اين گونه كاربريها به نتايج مطلوب رسيد.
- بافتهای تحت تاثير نقصان زير ساختهای شهری
كمبود يزرساختهای شهري نظير آب، برق، گاز، تلفن، فضلاب، دفع آبهای سطحی، راه، ... سبب ايجاد بافتهای فرسوده شهری مي شوند. همين طور عبور نامناسب اين خدمات از ميان بافتهای شهری سبب ناكارآمدي محيط زندگی مي شود. عبور بزرگراهها، اتوبانها، دكل برق فشار قوي، كابلهای هوايی و كانالها و آبروهای نامناسب و مسيلهای رو باز از درون شهر بافت، سبب ايجاد آلودگی ها اعم از آلودگی صوتی، هوا، زمين، آب و ... سبب كاهش شاخص های بهداشت و سلامت جسم و روح ساكنان شده و تاثير بسزايی در كاهش نوسازی در بافت و فرسودگی آن، همين طور نزول سطح كيفی پهنه شهری خواهد داشت. علت اصلی آلودگي صوتي در بافتهای شهری، تردد خودروهای سواری اعم از خصوصی و مسافر كش ها در شهر و فقدان سيستم حمل ونقل عمومی است.
توجه به اين مطلب مهم است كه فرسودگی بافت شهری از درون خود بافت پديد مي آيد و هر بافت نوساز هم مي تواند ريشه های فرسودگی و ناسازگاری را از همان ابتدا در درون داشته باشد.
لذا شناخت، مطالعه و بررسی علل، مسايل و مشكلاتی كه سبب ايجاد ناسازگاری در بافت می شود و سبب فرسودگی مي شود، منجر به ذكر راهكارهايی، برای اصلاح و بهسازی بافتهای موجود و پيشگيری از اين بافت های مساله دار می شود؛
- ايجاد تنوع در كاربری بافت و ساماندهی انواع فعاليتها دريك پهنه به نحوی كه سراسر يك معبر را اشغال نمايند و در نظر داشتن حريم عملكردی كاربری ها با توجه به حفظ آرامش و آسايش در محلات مسكونی و جلوگيري از اختلاط ساير كاربري هاي ناسازگار به درون ريز محلات.
- توسعه و ايجاد كاربری هاي گردشگري و تفريحی و فرهنگی به شكل متناسب با دانه بندی بافت و درون محلات همراه با در نظر داشتن پياده راهها به عنوان ركن اساسی تاثير گذار در زندگی انسان در بافت، و ايجاد فضاي سبز در بافت.
- كاهش ترافيك شهری، محدوديت تردد سواري و توسعه حمل و نقل عمومي.
- ساماندهي صنايع و خدمات فني در پهنه شهري و تصحيح بافت هاي شهريي كه اين كاربري ها به شكل خطي يا پهنه اي در بخشهاي بزرگ و وسيع پديد آورده اند.
- جلوگيري از گسست شهر توسط بزرگراهها، راه آهن، كاربريهاي بزرگ،...
- ساماندهي بافت شهري با توجه به مرفولژي زمين
- نظام بخشي زير ساختها و تاسيسات زير بنايي و روبنايي شهري.
شناخت مسايل و مشكلات، يافتن راه حل ها، استفاده بهينه از امكانات و افزايش توانمنديها، نيازمند يك سيستم مديريتي پويا و استوار به همراه مشاركت مردم است. چه بسا بسياري از مشكلات و ناسازگاري هاي شهر از يك بافت شهري آغاز شده سپس دانگير تمام شهر شده باشد. به نظر مي رسد مديران شهري و متخصصان با مطالعه و تعمق بيشتر در شناخت مشكلات و يافتن راه حل ها و استفاده از مشاركت مردم، توانايي بهسازي شهرهاي كشور را خواهند داشت.

به نقل از :

http://blog.hdarman.com/archives/art/index.php

طراحی داخلی

طراحی داخلی

 

نقش سواد بصری در طراحی داخلی

 

Interior Design

The Role of Visual Literacy in Interior Design

 

اگر بخواهیم تعریفی ساده و گویا از طراحی داخلی ارائه دهیم که روند انجام آن را برای ما روشن سازد، می‎توانیم بگوییم طراحی داخلی شامل انتخاب عناصر تشکیل‎دهنده طرح و تنظیم و ترکیب آنها برای ایجاد فضا و کیفیات کارکردی ـ زیبایی‎شناختی مورد نظر طراح و در نهایت دست‎یابی به کارکرد مناسب، زیبایی و انتقال مفاهیم و معانی است. در طراحی داخلی، وقتی طراح از عناصر مختلف با توجه به رنگ، فرم، بافت، کیفیت و کارآیی هرکدام بهره می‎گیرد و آنها را در کارش به یکدیگر مربوط می‎سازد، در واقع بوسیله این ترکیب می‎خواهد به اهداف مورد نظر خود در طراحی آن فضا دست یابد. به عبارت دیگر، دست‎یابی به اهدافی همچون کارکرد مناسب، زیبایی بصری و تأثیر محیطی و روانی مؤثر و مثبت در طراحی داخلی، مستلزم استفاده هماهنگ، منسجم، معنی‎دار و زیبا از عناصر طراحی است. در یک طرح مطلوب همه عناصر و اجزاء ترکیب در کارکرد و تأثیر کیفی و معنایی که دارند، به هم متکی و وابسته هستند. بر این اساس، موفقیت هر طرح بستگی کامل به چگونگی ترکیب عناصر و الگوهای سه‎بعدی فضا دارد.

اگرچه روند کار طراح در ترکیب عناصر طراحی داخلی تا حدی با تعابیر ذهنی و احساسی آمیخته است، لکن این بدان معنی نیست که تعقل و تفکر آگاهانه در این زمینه نقش چندان مهمی ندارد. ترکیب اجزای هر چیزی هم از جنبه ساختاری و مفهومی برخوردار است و هم از جنبه بصری و احساسی. ترکیب عناصر مختلف در یک فضا مستلزم سازمان‎دهی آنها بر اساس الگوهایی است که این عناصر را به صورتی معنی‎دار و هدف‎مند به هم مرتبط کند و زمینه لازم را برای ایجاد یک کل واحد، مطابق با اهداف و خواسته‎های طراح، فراهم آورد، زیرا هیچ عنصر طراحی داخلی نمی‎تواند بدون ارتباط با عناصر دیگر و ترکیب مناسب با آنها در طرح و فضای معماری حضور یابد و مقاصد طراح را برآورده سازد.

 

نمونه‎ای از طراحی داخلی، اثر شركت (IA (Interior Architects 

 

انتخاب بجای عناصر طرح و ترکیب آنها در قالب فرم‎ها و فضاهای مناسب مستلزم قواعدی است که باید در ترکیب‎بندی و طراحی مورد توجه قرار گیرد. طراحان برای آنکه عناصر طراحی با اهداف و خصوصیات آنچه طرح می‎شود، تناسب لازم را بیابند، آنها را به کمک قواعد یا تکنیک‎های مختلف بکار می‎گیرند. در واقع ارتباطی که بین عناصر طراحی داخلی در طرح نهایی برقرار می‎شود، از قواعدی پیروی می‎کند که با توجه به فیزیولوژی دستگاه بینایی انسان استنتاج شده‎اند و می‎توانیم به آنها قواعد ادراکی و بصری یا قواعد ترکیب‎بندی یا تکنیک‎های بصری بگوییم. وحدت و تضاد، تناسب، تعادل و ناپایداری، هماهنگی، تنوع و یکنواختی، ریتم، حرکت و سکون از جمله این قواعد و تکنیک‎ها هستند. شناخت و بکارگیری این قواعد مستلزم برخورداری از دانشی است که به آن سواد بصری اطلاق می‎شود. هدف از یادگیری سواد بصری ایجاد یک سیستم ابتدایی برای فهم و ساخت ترکیب‎بندی‎های بصری است. بایستی توجه داشت که یک طراح با دانستن و بکار بردن قواعد مربوط به شیوه بیان بصری دچار محدودیت نمی‎شود، چرا که این اصول، قواعد مطلق و انعطاف‎ناپذیر نیستند، بلکه اصولی هستند که روش‎های مختلف و ممکن را برای طراحی عناصر و فضاهای معماری و نحوه احتمالی ترکیب آنها در قالب الگوهای معنی‎دار و قابل بازشناسی ارائه می‎دهند. از طریق یاد گرفتن این اصول می‎توانیم درباره نقش بصری هر عنصر یا الگو در فضای معماری و معنای آن برای استفاده‎کننده بطور سنجیده قضاوت کنیم. در مجموع آشنایی با این قواعد دانش و بصیرت ما را توسعه و میدان عمل و امکان گزینش ما را افزایش می‎دهد و ما را قادر به طراحی گزینه‎های بهتر و ارزیابی آنها می‎کند.

ما همواره در طراحی داخلی بایستی بکوشیم تا خصوصیات ویژه بصری عناصر طرح و چگونگی ارتباط متقابل آنها را که در نهایت کیفیت زیبایی‎شناسانه محیط بصری ما را شکل می‎دهند، با اتکاء به سواد بصری ببینیم و دریابیم تا در ارائه شیوه‎های متنوعی از ترکیب‎بندی در طراحی، با توجه به مفاهیم فیزیولوژیکی و روان‎شناسانه، و بوجود آوردن گزینه‎های مختلف طراحی موفق عمل کنیم.

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

این یادداشت در روزنامه همشهری مورخ سه‎شنبه 18 مرداد 1384، با عنوان طراحی داخلی را جدی بگيريم ...، به چاپ رسیده است.

 

 

سلام

 

امروز وبلاگ نویسی را آغاز کردم . به امید به اشتراک گذاشتن اطلاعات٫تلاشها٫دوستی باشما .

محور اصلی این وبلاگ معماری و مرمت بافتها و بناهای ارزشمند ایران و جهان .